غلامعلى صفايى

56

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

شرطيه است و اين كلمه - « إن » شرطيه - فعل مضارع جواب را جزم مىدهد پس آن كلمه - فعل امر - كه متضمن « إن » شرطيه است نيز مىتواند جزم دهد چنان‌كه اسماء شرط نيز به جهت متضمن بودن « إن » شرطيه جازم مىباشند . 2 - قول سيرافى و ابو على فارسى : كه قائل هستند كه خود فعل امر به واسطه نيابت از « إن » شرطيهء مقدّر ، جازم آن فعل مضارع مىباشد ، چنان‌كه نصب « زيدا » در مثال « ضربا زيدا » توسط « ضربا » است چون اين كلمه نيابت از « اضرب » كرده است ، پس اين قول با نظريه سيبويه و خليل در يك جهت با هم فرق دارند زيرا اين قول مىگويد فعل امر از باب نيابت از « إن » شرطيه جازم است و آن دو مىگويند فعل امر از باب تضمين معناى « إن » شرطيه جازم است . 3 - قول جمهور نحويين : آنان اعتقاد دارند كه جازم فعل مضارع در اين موارد ، توسط فعل امر به سبك تضمين و يا به سبك نيابت نمىباشد ، بلكه جازم آن ادات شرطى است كه با يك جمله شرط بين فعل امر و آن فعل مضارع در تقدير است به عنوان مثال ، جمله « ائتني اكرمك » در اصل اين گونه بوده است : « ائتني إن تأتني اكرمك » . و اين نظريه جمهور از دو جهت بهتر از قول اوّل است زيرا اوّلا هرچند در هر دو نظريه اول و سوم ، يك خلاف قاعده است چون هم حذف - حذف جمله شرط - كه در نظريه سوم است و هم تضمين - تضمين ادات شرط - كه در نظريه اول است خلاف اصل است ، لكن شدت خلاف اصل در باب تضمين بيشتر است زيرا در تضمين معناى فعل متضمن تغيير مىكند ، مثلا در اين مورد « قل » كه فعل امر و جمله انشائى است به « إن تقل » كه فعل مضارع و جمله اخبارى است تبديل مىشود ، به خلاف حذف كه در آن تغييرى در معناى محذوف نمىباشد . و ثانيا شايان ذكر است كه متضمن شدن فعل معناى حرف يا اصلا واقع در زبان عرب نشده يا اگر هم واقع شود ، بسيار كم است ، بنابراين توجيه و حمل آيه شريفه بر مورد غيرواقع يا شاذ صحيح نمىباشد . و از طرفى قول جمهور بهتر از قول دوّم نيز است زيرا اصل اين است كه نائب